ميل لنگ

ميل لنگ داراي شکل فضايي خاصي است که با توجه به تعداد لنگ‌هايش با يکديگر تفاوت مي‌کنند. ساده‌ترين ميل‌لنگ ، ميل‌لنگ يک موتور تک سيلندر است. که داراي يک لنگ در وسط و دو تکيه گاه در طرفين است.

ريشه لغوي

ميل لنگ يک کلمه فارسي است و بيانگر ميله‌اي است که از حالت ضخيم خارج شده است. معناي کاربردي ميل لنگ عبارتست از يکي از قطعات موتور که باعث مي شود قدرت چرخشي توليد شود.

مقدمه

براي آنکه تصوري از شکل فضايي ميل لنگ داشته باشيد. يک فيلتر دستي را تصور کنيد. که قسمت دستگيره آن همان لنگ و طرفين آن (که در يک راستا قرار داند) تکيه گاههاي ميل لنگ مي‌باشند. تعداد لنگ‌هاي ميل لنگ متناسب با تعداد سيلندرهاي يک موتور است. بدين شکل که پيستون قرار گرفته در داخل هر سيلندر به يکي از لنگهاي ميل لنگ متصل مي‌گردد. البته اين حالت در موتورهاي پيستوني که سيلندرهاي آنها به شکل رديفي قرار گرفته‌اند صادق است. <br><br>در موتورهاي پيستوني V شکل (موتورهاي خورجيني) تعداد لنگ‌هاي ميل لنگ معمولا 2/1 تعداد سيلندرهاي موتور است. و به هر لنگ دو پيستون متصل مي‌گردد. هدف از استفاده از ميل لنگ در موتور اينست که حرکت دوراني توليد گردد. براي مثال همان فيلتر دستي را در نظر بگيريد. در حاليکه که دستگيره فيلتر با استفاده از دست چرخانده مي‌شود. در اين حالت دستگيره يک مسير دايره‌اي شکل طي مي‌کند. در حاليکه نوک‌ متر در سر جايش در محل ايجاد سوراخ باقي مانده است و تنها در آنجا چرخش مي‌کند (دستگيره بر روي محيط دايره سير مي‌کند و نوک متر در مرکز دايره قرار دارد.). <br><br>در موتورهاي پيستوني مي‌توان نيروي پيستون را به نيروي دست تشبيه کرد که باعث به حرکت در آوردن قسمت لنگ مي‌شود (البته اينکار به کمک شاتون انجام مي‌پذيرد). هر چند که حرکت پيستون به شکل رفت و برگشتي است، ليکن به علت چرخش قسمت لنگ در ميان سر بزرگ شاتون اين حرکت به شکل چرخشي در مي‌آيد و در نهايت ما چرخش مطلوب خوبي را از سر ميل لنگ مي‌گيريم که مي‌توان آنرا به نوک فيلتر تشبيه کرد.

ساختمان ميل لنگ

اغلب ميل لنگ‌ها از جنس فولاد

 

 

 

 

 

با کربن متوسط يا آلياژ فولاد در ترکيب با فلزات کروم و نيکل و به رويش آهنگري ساخته مي‌شود. البته در تعداد معدودي از موتورهاي چند سيلندره که با دورهاي بالا کار مي‌کند ميل لنگ را با استفاده از روش ريخته گري مي‌سازند که در مواد آن نسبتا مقادير زيادي از کربن و مس را بکار مي‌برند. اجزاي ميل لنگ از محورهاي اصلي ، لنگ‌ها يا محورهاي اصلي لنگ ، بازوهاي لنگ ، و وزنه‌هاي تعادل تشکيل شده است.

لنگ‌ها

لنگ‌ها قسمت‌هايي از ميل لنگ مي‌باشند که بر روي خط محور اصلي ميل لنگ قرار نگرفته‌اند (مثل دستگيره چتر) و انتهاي بزگ شاتون به آنها متصل مي‌گردد. تعداد لنگ‌ها در موتورهاي رديفي برابر با تعداد سيلندرهاي و در موتورهاي V شکل نصف تعداد سيلندرها است.

محورهاي اصلي

محورهايي از ميل لنگ مي‌باشد که با خط محوري اصلي ميل لنگ هم مرکز مي‌باشند اين محورها در محفظه ميل لنگ درون يا تاقانون‌هاي ثابت قرار گرفته و با اتکا به آنها مي‌چرخند هر ياتاقان ثابت از دو نيمه يا تاقان تشکيل شده است. که نيمه بالايي آن که نيمه ثابت ناميده مي‌شود. با بدنه موتور و در محفظه ميل لنگ بصورت يکپارچه ريخته گري شده است و نيمه پاييني بوسيله دو عدد پيچ و مهره در نيمه بالايي متصل مي‌گردد. غالبا تعداد محورهاي اصلي ميل لنگ در موتورهاي مختلف (حتي با تعداد سيلندرهاي برابر) فرق مي‌کند.

بازوهاي لنگ

قسمت‌هايي از ميل لنگ مي‌باشند که محورهاي اصلي ميل لنگ را به لنگ‌ها وصل مي‌کنند البته بازوهاي لنگ با وزنه‌هاي تعادل (که در پي خواهد آمد) بصورت يکپارچه هستند.

وزنه‌هاي تعادل

در وزنه‌هاي تعادل به منظور ايجاد تعادل در برابر نيروهاي پيستون و شاتون استفاده مي‌شود وزنه‌هاي تعادل در مقابل لنگ‌ها قرار مي‌گيرند.

انواع ميل لنگ

ميل لنگ‌ها را مي‌توان براساس تعداد لنگهايشان يا محورهاي اصلي و غيره طبقه بندي کرد اما اصولا براي ميل لنگ‌ها طبقه بندي خاصي وجود ندارد و تفاوت‌هاي آنان و به نحوه استفاده و هدف از ساخت آنها بر مي‌گردد آنچنانکه اندازه ميل لنگ ، تعداد محورهاي اصلي، تعدا لنگها و طرز قرار گرفتن لنگ‌ها بر روي ميل لنگ همگي به نوع ، اندازه و دور موتور ، موتور مورد نظر بستگي دارد.

ساير متعلقات

به قسمت جلو ميل لنگ چرخ دنده‌اي متصل است که معمولا چرخ دنده ، ميل بادامک و يا ساير چرخ دنده‌هاي مورد لزوم را به حرکت در مي‌آورد. در جلو اين چرخ دنده يک پولي قرار مي‌گيرد که براي به حرکت در آوردن ژنراتور (يا آلترناتور) و پمپ آب مورد استفاده قرار مي‌گيرد. و در انتهاي پشتي ميل لنگ صفحه‌اي وجود دارد که فلايويل را بوسيله پيچ بر روي آن نصب مي‌کنند.

پيستون

پيستون اولين قطعه موتور است که شروع به حرکت مي‌کند و انرژي بوجود آمده از احتراق سوخت را به ميل لنگ منتقل مي‌نمايد

ريشه لغوي

پيستون شکل دست نخورده کلمه (Piston) است که از زبان انگليسي به زبان ما وارد شده است و به يکي از قطعات موتور اطلاق مي‌شود.

 

 

 

img/daneshnameh_up/5/5c/piston.jpg

ساختمان پيستون

پيستونها به شکل يک استوانه توخالي هستند که يک سر آنها بسته و سر ديگرشان باز است که از طريق اين سر و بوسيله شاتون به ميل لنگ متصل مي‌شود البته معمولا قطر پيستون در سر باز آن بيشتر است. به عنوان يک مثال اگر يک استکان را برگردانيد تقريبا شکل کلي يک پيستون را خواهيد ديد.

طول پيستونها معمولا کمي بيشتر از قطرشان است و تا حد امکان سبک ساخته مي‌شوند. پيستونها مي‌بايست داراي استحکام لازم بوده و کيفيت بالايي داشته باشند در ضمن مي‌بايست بتوانند به خوبي حرارت را هدايت کنند. هدايت حرارت در پيستون بسيار حياتي است زيرا در غير اينصورت پيستون بسيار داغ شده و خطر چسبيدن آن بر اثر انبساط به جداره سيلندر پيش مي‌آيد.

مواد ساختماني

موادي که براي ساختن پيستونها بکار مي‌روند عبارتند از چدن خاکستري ، فولاد ريخته گري ، و آلياژ آلومينيوم. از چدن يا فولاد معمولا در ساختار پيستونهاي موتورهاي سنگين که به سرعت زياد و شتاب آني نياز ندارند استفاده مي‌شود. در اغلب موتورهاي اتومبيلها از پيستونهايي استفاده مي‌شود که با آلياژ آلومينيوم ساخته شده‌اند. دليل اين تفاوت اينست که مواد بکار رفته در پيستونهاي اتومبيل‌ها با وزن سبکتر خود اجازه کار در سرعت‌هاي بيشتر و انعطاف پذيري در سرعت‌هاي مختلف را به پيستونها مي‌دهند.

از طرف ديگر در بعضي از موتورهاي سنگين از پيستونهاي آلياژ آلومينيومي به لحاظ داشتن خواص رسانش گرمايي مناسب اين ماده استفاده مي‌شود بدين ترتيب که استفاده از آن ، کنترل بهتر حرارت محفظه احتراق را فراهم آورده و بنابراين باعث کنترل بهتر احتراق مي‌گردد. پيستونهاي چدني در مقابل فرسودگي مقاومت بيشتري داشته شي کمتري در داخل سيلندر نسبت به پيستونهاي آلومينيومي نياز دارند (اصطلاح لقي پيستون به فاصله ميان پيستون و جداره سيلندر گفته مي شود). پيستونها چدني گاهي اوقات با قلع يا يک فلز مخصوص روکش داده مي‌شوند تا جلاي صاف‌تر و مقاومت بهتري در مقابل فرسودگي بوجود آورند.

عيب پيستونهاي آلومينيومي

عيب مهم پيستونهاي آلياژ آلومينيومي اينست که داراي ضريب انبساط بالايي مي‌باشند. اين بدان معناست که لقي در اين پيستون مي‌بايست اندکي بيشتر از لقي در پيستونهاي چدني باشد، معمولا براي جلوگيري از انبساط پيستونها از روشهاي مخصوصي استفاده مي‌شود که در ذيل چهار روش رايج آنها را به اختصار مي‌کنيم.

روش اول

در اين روش مقطع بدنه پيستون را به جاي آنکه به شکل دايره بسازند. به شکل بيضي عمود بر محور انگشتي پيستون و قطر کوچک آن در جهت انگشتي پيستون باشد.

روش دوم

در اين روش براي کنترل کردن انبساط پيستون بر اثر حرارت يک سري شکافهاي عمودي و افقي و يا فرو رفتگيهايي در بدنه پيستون ايجاد مي‌گردد.

روش سوم

در اين روش براي کنترل انبساط حرارتي پيستون از روش تقويت کردن يا دو فلزي نمودن قسمتي از پيستون که در معرض حرارت بيشتري قرار دارد، استفاده مي‌گردد. بدين ترتيب که در داخل پيستون نواري از فولاد يا يک فلز مخصوص (که فلز غير قابل تغيير ناميده مي‌شود) قرار مي‌دهند و روي آنها را با ماده اصلي يا آلياژ‌هاي آلومينيوم پوشش مي‌دهند. در بعضي از پيستونها مواد فولادي بصورت حلقه‌اي در موقع ريخته گري داخل پيستون قرار مي‌گيرند.

روش چهارم

در اين روش براي جلوگيري از انتقال حرارت سر پيستون (که در مجاورت احتراق سوخت است) به بدنه پيستون ، يک سر حرارتي شامل شياري است که در نزديکي سر پيستون و به موازات شيارهاي رينگ ايجاد مي‌شود با اين عمل تا اندازه‌اي راهي که حرارت را از سر پيستون به بدنه آن منتقل مي‌سازد کمتر مي‌کنند. بنابراين بدنه زياد گرم نمي‌شود و انبساط زيادي پيدا نمي‌کند.

قسمت‌هاي اصلي پيستون

قسمت‌هاي اصلي پيستون عبارتند از سر يا تاج ، شيارهاي رينگ ، سطوح پيستون ، بدنه يا دامن و سوراخ انگشتي.

سر يا تاج پيستون

اين قسمت سطح بالايي پيستون است معمولا دايره‌اي شکل است و نيروي توليد شده توسط سوخت مستقيما روي آن وارد مي‌شود سر بعضي از پيستونها خصوصا پيستونهاي موتورهاي دوزمانه و موتورهاي ديزلي فرمدار ساخته مي‌شود.

شيارهاي رينگ

شيارهاي محل قرار گرفتن رينگ‌ها در قسمت بالاي پيستون مي‌باشند در هر پيستون معمولا 3تا 5 شيار رينگ وجود دارد. پايين‌ترين شيارها متعلق به رينگ‌هاي روغن مي‌باشد و همين دليل در ته اين شيار منافذي براي ورود روغن به داخل پيستون تعبيه شده است.

سطوح پيستون‌ها

تکيه گاهها يا سطوح عبارتست از لبه‌هايي که بين شيارهاي رينگ قرار گرفته‌اند بگونه‌اي که رينگها را در شيارهاي خود نگه داشته و حمايت مي‌کنند.

بدنه يا دامن پيستون

بدنه پيستون به قسمت خارجي آن گفته مي‌شود که در زير شيارهاي رينگ قرار دارد. پيستون توسط بدنه در حالت راست قرار مي‌گيرد.

سوراخ انگشتي

سوراخ انگشتي محلي است که شاتون بوسيله انگشتي به پيستون متصل مي‌گردد. اطراف دو سوراخ انگشتي پيستون (در داخل پيستون) ضخيم‌تر ساخته شده است تا استقامت اين سوراخها افزايش يابد. هر يک از اين قسمت‌ها ، برجستگي انگشتي پيستون ناميده مي‌شود.

 

 

طرز کار پيستون

همانگونه که ذکر شد پيستون اولين قطعه متحرک موتور است که باعث مي‌شود تا انرژي آزاد شده از احتراق سوخت در دسترس قرار بگيرد. بدين منظور پيستون با حرکات خود ابتدا باعث ورود هوا و يا مخلوط هوا و سوخت به داخل سيلندر مي‌شود (در هنگام حرکت به سمت پايين) ، سپس باعث فشرده شدن مخلوط مذکور مي‌گردد و در ضمن به نحو رضايت بخشي از نشت کردن گازها جلوگيري مي‌کند (در هنگام حرکت رو به بالا) ، پس از عمل احتراق انرژي آزاد شده توسط پيستون جذب شده و با کمک شاتون به ميل لنگ منتقل مي‌گردد. و در نهايت پيستون باعث بيرون راندن گازهاي ناشي از احتراق از محفظه سيلندر مي‌گردد.

سيستم سوپاپ

بطور کلي هر چيزي که ورود و خروج چيز ديگري را کنترل کند مي‌توان يک سوپاپ تلقي شود. به عنوان مثال مي‌توان درهاي ورودي خودکار در فروشگاههاي بزرگ نام برد.

ريشه لغوي

سوپاپ يک کلمه فرانسوي (Soupape) است که در زبان ما به همان شکل اصلي استعمال مي‌گردد. معني دقيق آن دريچه است. ليکن معني رايج آن عبارت است از يکي از قطعات موتور که روي سيلندر موتور قرار مي‌گيرد و ورود هوا و خروج دود را کنترل مي‌کند. البته در مواردي به دريچه‌هاي موجود در تلمبه‌هاي آب نيز اطلاق مي‌گردد.

ديد کلي

هنگامي که فردي قصد ورود به فروشگاه يا خروج از آنجا را داشته باشد باز مي‌شود و در زمانهاي ديگر بسته مي‌ماند. لازم به ذکر است که سوپاپ براي باز و بسته شدن نظم خاصي پيروي مي‌کنند (در مثال مذکور عامل نظم دهنده ورود و خروخ افراد مي‌باشد). همانگونه که مي‌دانيد موتوهاي احتراقي جهت توليد قدرت مي‌بايست بتوانند مواد سوختني را بسوزانند و اين کار را در سيلندر موتور انجام مي‌دهند. و بديهي است که براي انجام عمل سوختن به سه چيز نياز است. ماده سوختني ، حرارت و اکسيژن.
بنابراين مي‌بايست هر موتور (سيلندرهاي موتور) با هواي بيرون در ارتباط باشد تا بتواند اکسيژن هوا را دريافت کند و پس از احتراق گازهاي حاصل از احتراق را (که عمدتا آب و دي‌اکسيد کربن است) به هوا برگرداند. از طرف ديگر چون توليد قدرت در موتور بدين شکل است که ابتدا مي‌بايست گاز وارد شده متراکم سازند و پس از تراکم آن در مرحله انفجار حرکت مولکولهاي گاز محترق شده را به حرکت جنبشي پيستون تبديل نمايند لازم است که محيط انجام اين فعاليت (سيلندر) کاملا بسته بود. و با محيط بيرون هيچ ارتباطي نداشته باشد بنابراين از سوپاپ‌ها استفاده مي‌شود تا در زمانهاي مناسب ارتباط ميان سيلندر و محيط بيرون را قطع يا وصل نمايند.

 

انواع سوپاپ‌ها

  • سوپاپ هوا : از لحاظ اندازه مقداري بزرگتر از سوپاپ دور است و در دماي پايين‌تري کار مي‌کند.
  • سوپاپ دود : به علت تماس مداوم با احتراق يا گازها داغ ناشي از احتراق دماي بالاتري دارد. و البته از لحاظ اندازه هم کوچکتر است.

ساختمان سوپاپ

سوپاپ‌هاي متداول امروزي معمولا از نوع سوپاپ قارچي شکل يا پايه‌دار مي‌باشند. اين سوپاپ‌ها شامل يک ساقه (که به مشابه ساقه قارچ است) و يک سه تخت و پهن (که مشابه کلاهک قارچ) مي‌باشند. همچنين سه سوپاپ داراي يک لبه مورب است که وجه ناميده مي‌شود. همچنين محل قراررگيري سوپاپ که در سرسيلندر و يا خود سيلندر قرار دارد نيز داراي يک لبه به نام نشيمنگاه است.

در انتهاي ديگر سوپاپ يعني بر روي ساقه آن يک يا گاهاً دو فنر قوي قرار دارد که بوسيله يک نگهدارنده و دو عدد خار به انتهاي سوپاپ محکم شده‌اند. فنر سوپاپ موجب مي‌گردد تا وجه سوپاپ بر روي نشيمنگاه سوپاپ محکم نگهداشته شده و بدين ترتيب از هر گونه نشتي در زمانهاي تراکم و قدرت جلوگيري شود. زاويه رايج براي وجه و نشيمنگاه سوپاپ 45 درجه است. اما براي سوپاپ‌هاي هوا گاهي از زاويه 30 درجه نيز استفاده مي‌شود.

 

مواد ساختماني و ترکيبات سوپاپ

از آنجايي که سوپاپ‌ها در مقابل حرارات زيادي قرار گرفته و با سرعت زيادي کار مي‌کنند در معرض فشار و فرسودگي قابل ملاحظه‌اي قرار دارند، بديهي است که سوپاپ تخليه گازهاي ناشي از احتراق ، داغتر از سوپاپ تنفس مي‌شود، زيرا تقريبا در معرض يک شعله مداوم قرار دارد. در حقيقت در شرايطي که موتور زير بار قرار مي‌گيرد، حرارت آن ممکن است آنقدر بالا رود که سوپاپ به رنگ قرمز کدر درآيد.
به منظور ايجاد مقاومت در مقابل شکستگي ، زنگ زدگي ، تاب برداشتن و فرسودگي سريع ، سوپاپ‌هاي تخليه از آلياژ فولاد مخصوصي ساخته مي‌شوند که داراي مقادير نسبتا زيادي از کروم ، نيکل ، سيليس و مقدار کمتري از ساير فلزات مي‌‌باشد. سوپاپ‌هاي تنفس بسيار خنک‌تر از سوپاپ‌هاي دود ، کار مي‌کند. بنابراين کمتر در معرض سوختن ، زنگ زدن و فرسودگي قرار دارند.

گايد يا راهنماي سوپاپ

ساقه سوپاپ در داخل يک بوش (آستري قابل تعويض) که به آن گايد يا راهنماي سوپاپ گفته مي‌شود حرکت مي‌کند در تعداد معدودي از موتورهاي گايد ، سوپاپ وجود ندارد جز يک سوراخ که در بدنه سيلندر يا سرسيلندر تعبيه شده است. اما در اکثر موتور خودروهاي گايد قابل تعويض مي‌باشد.

ساقه سوپاپ مي بايستي در داخل راهنماي خود (گايد) به راحتي حرکت کند. اما تماس و جفت شدن آن دقيق آن با ديواره‌هاي گايد براي کنترل روغنکاري و جلوگيري از به هدر رفتن روغن و نيز به هدر رفتن گازها در مرحله متراکم ، بسيار مهم مي‌باشد. بعضي از موتورها به درزگير‌هاي راهنماي سوپاپ مجهز مي‌شوند تا اينکه به کنترل اين موارد کمک نمايند.

لقي ساق سوپاپ

در فاصله ميان ساقه سوپاپ‌ها و گايدهاي آنها مي‌بايست يک لقي مناسب وجود داشته باشد همانگونه که ذکر شد لقي بيش از اندازه به روغن اجازه مي‌دهد که به طرف پايين ساق سوپاپ ، و به درون مجاري ورودي هوا و خروجي دود جريان يابد و سبب افزايش مصرف روغن گردد.

هرچند که اين لقي مي‌بايست به اندازه‌اي باشد که اجازه ورود مقداري روغن را جهت روانسازي به هادي سوپاپ بدهد، لقي مذکور به علت اختلاف اندازه ميان قطر ساق سوپاپ و قطر داخلي هادي سوپاپ‌ها بوجود مي‌آيد. قطر اين قطعات و در نتيجه ميزان لقي قابل قبول ساقه سوپاپ‌ها در دفترچه راهنماي سازنده مشخص شده است.

نشيمنگاه سوپاپ

وقتي که فنر سوپاپ ، لبه سوپاپ را در مقابل نشيمنگاه سوپاپ بطور محکم فشار دهد، آب بندي صورت مي‌گيرد. ماشين کاري نشيمنگاه ممکن است. مستقيما روي سه سياندر و يا روي حلقه نشيمنگاهي مقاومي که در درون سه سيلندر قرار مي‌گيرد و از جنس فولاد مقاوم ساخته مي‌شود انجام پذيرد. گاهي براي کاهش فرسودگي در نشيمنگاهها از بوش‌ها استفاده مي‌کنند.

مزيت ديگر بوش‌هاي نشيمنگاه (علاوه بر کاهش فرسودگي) اينست که به آساني قابل تعويض بوده و نياز به ماشين کار را از بين مي‌برند لازم به ذکر است که در صورت پديدار شدن فرسودگي در لبه سوپاپ‌ها و يا در نشيمنگاه ، هر دوي آنها را مي‌توان با عمليات سنگ زني تغيير کرد، سطح تماس بين لبه سوپاپ و نشيمنگاه آن بايد آنقدر پهن باشد تا اجازه انتقال گره را بدهد و آنقدر باريک باشد تا به از بين بردن رسوبات کمک کند. لازم به ذکر است که شکل هندسي صحيح لبه‌هاي سوپاپ‌ها و نشيمنگاهها توسط سازنده ذکر است.

طرز کار سوپاپ

همانگونه که ذکر شد سوپاپ‌ها وظيفه دارند تا در زمانهاي مناسب ابتدا هوا را وارد سيلندر سازند. پس از آن در مراحل متراکم و قدرت (احتراق سوخت) بسته بمانند و سپس در مرحله تخليه گازهاي ناشي از احتراق را از سيلندر خارج کند. اما مکانيسم عمل سوپاپ چگونه است و اين تنظيم زماني و نيز نيروي محرکه سوپاپ‌ها از کجا مي‌آيد؟

زمانبندي کار سوپاپ‌ها

محل زمانبندي و تنظيم زمانهاي باز شدن يا بسته ماندن سوپاپ‌ها را قطعه‌اي به نام ميل بادامک انجام مي‌هد. اين ميله با توجه به ساختار و شکل برجستگيهاي روي آن (بادامک‌ها) تعيين مي‌کند که سوپاپ‌ها مي‌بايست در چه زماني باز شده و پس از آن بسته شوند. همچنين تعيين مي‌کند که بسته ماندن سوپاپ‌ها مي‌بايست تاکي ادامه پيدا کند. همانگونه که ذکر شد حرکات و باز و بسته شدن سوپاپ‌ها مي‌بايست کاملا هماهنگ باشد با حرکات بالا و پايين رفتن پيستون در سيلندر. براي تامين کردن اين هماهنگي در ساختمان موتورها ميل بادامک‌ها را در ارتباط ثابت و هميشگي با ميل سنگ نگه مي‌دارند.

از آنجا که ميل لنگ تحت تاثير حرکات بالا و پايين پيستون مي‌چرخد از اينرو حرکت ميل بادامک به خودي خود با حرکت پيستون هماهنگ مي‌شود. اين هماهنگي باعث مي‌شود تا در لحظه پايين آمدن در ابتداي کورس خود ، به منظور مکش هوا به داخل سيلندر ميل بادامک سوپاپ هوا را باز کند. اينکار تا زماني ادامه مي‌يابد که پيستون شروع به متراکم ساختن هواي ورودي سازد در اين زمان سوپاپ هوا و سوپاپ دود هر دو بسته شده‌اند. بسته بودن سوپاپ تا پايان مرحله قدرت ادامه پيدا مي‌کند در اين لحظه با شروع پيستون به حرکت رو به بالاي خود سوپاپ دود هم باز شده و تا رسيدن پيستون به نقطه مرگ بالا باز مي‌ماند. پس از آن سيکل جديدي آغاز مي‌شود.

سيستم راه انداز سوپاپ

براي راه اندازي و باز بسته کردن سوپاپ‌ها در موتورهاي مختلف و وابسته به نوع و ساختار آن موتورها قطعات متفاوتي وجود دارد اما بطور کلي قطعات مورد نياز براي باز و بسته شدن صحيح سوپاپ‌ها عبارتند از ميل بادامک ، بالابر ، ميله فشارنده ، اسبک سوپاپ ، انگشتي سوپاپ و فنرهاي سوپاپ البته محل و ترتيب سوپاپ‌ها در وجود يا عدم وجود اين قطعات موثر است.